چرا لحظات مرگ سخت میگذرد؟
?چرا لحظات مرگ سخت میگذرد؟
✍از امام صادق علیه السلام پرسیدند که چرا روح هنگامی که از بدن خارج میشود، احساس ناراحتی میکند، ایشان جواب دادند: زیرا بدن با روح خو گرفته و رشد کرده است.
?بحار الانوار ج 6 ص 158
?مانند زمانی که میخواهند دندان فاسدی را از دهان بیرون بکشند؛
حسین جانم زیارت عاشورایت چه رازی دارد؟
?سخن تکان دهنده از ملک الموت
✍مرحوم شهید دستغیب (ره) در کتاب “داستانهای شگفت” حکایتی درباره اهمیت زیارت عاشورا آورده اند که خلاصه آن چنین است:
یکی از علمای نجف حدود یکصد سال پیش، در خواب حضرت عزراییل را می بیند. پس از سلام می پرسد: از کجا می آیی؟
اصل ماجرا چیست؟
اصل ماجرا چیست؟
♦️بدون شک یکی از لحظات مهم تاریخی در اثبات حقانیت اهل بیت روز مباهله می باشد که متاسفانه با آن کمتر پرداخته میشود.
?اصل ماجرا؟
پیامبر نامهای به اسقف نجران نوشت و در آن نامه از ساکنان نجران خواست که اسلام را بپذیرند. مسیحیان برای مذاکره با پیامبر هیأتی سه نفره به مدینه فرستادند و در نهایت اسلام را نپذیرفتند و قرار شد در روز مشخص مباهله کنند.
?معنای مباهله؟
«مباهله» یعنی یکدیگر را لعن و نفرین کردن. «بَهَلَهُ اللهُ» یعنی خدا او را لعنت نماید و از رحمت خویش دور کند.
?واقعه مباهله و شرط حضور؟
بامداد روز مباهله، حضرت رسول(ص) به خانه حضرت امیرالمؤمنین(ع) آمد. دست امام حسن(ع) را گرفته و امام حسین(ع) را در آغوش گرفت، و به همراه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) برای مباهله، از مدینه بیرون آمد.
چون نصارا آنان را دیدند، ابوحارثه پرسید که اینها کیستند که با او همراهند؟
پاسخ دادند:
آن که پیش روی اوست، پسر عموی او و شوهر دخترش و محبوبترین خلق نزد اوست؛ آن دو طفل، فرزندان اویند از دخترش؛ و آن زن، فاطمه دختر اوست که عزیزترین خلق، نزد اوست.
پیامبر(ص) برای مباهله، به دو زانو نشست. سید و عاقب، پسران خود را برای مباهله برداشتند.
ابوحارثه گفت: به خدا سوگند چنان نشسته است که پیغمبران برای مباهله مینشستند، و سپس برگشت.
سید گفت: کجا میروی؟
گفت: اگر محمد بر حق نبود چنین بر مباهله جرأت نمیکرد و اگر با ما مباهله کند پیش از آنکه سال بر ما بگذرد، یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.
در روایتی دیگر آمده است که وی گفت: من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهی را از جای خود بركَنَد، هر آینه کنده خواهد شد. پس مباهله مکنید که هلاک میشوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند
✨فرار نجرانی ها: سپس ابوحارثه نزد پیامبر آمد و گفت: ای ابوالقاسم! از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت ادای آن را داشته باشیم. پس، حضرت با ایشان مصالحه نمود که هر سال، دو هزار حلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد، و نیز اگر جنگی با یمن روی دهد، سی زره، سی نیزه و سی اسب را به مسلمانان، عاریه دهند، و پیامبر(ص)ضامن برگرداندن این ابزار خواهد بود. پس از نوشتهشدن صلحنامه آنان برگشتند.
?الزمخشری، محمود، الکشاف، ۱۴۱۵ ق، ج۱، ص۳۶۸.
به ادعا نتوان شیعه بود..
به زبانی ساده گذری بر بایدها ونبایدها
?مخاطرات و تهدیدات اجتماعی یک مومن به صورت عام ویک طلبه بصورت خاص
✍مؤمنین واقعی سعی میکنند در جلوت و ظاهر زیاد به ایمان شناخته نشوند. تقوای درونی و خدا ترسی آنها در خلوتشان بیشتر از جلوتشان است.
آنان از شناخته شدن به ایمان در بین مردم رنج میبرند. انسانهایی پنهان هستند که در ظاهرشان هر چند کاری نمیکنند که بیدین شناخته شوند ولی چنان هم قدم بر نمیدارند که از خود در اجتماع بت درست کنند. شهره شدن در میان مردم به ایمان و تقوی بار و مسئولیت سنگینی بر دوش انسان میگذارد. کسی که در مراسم عروسی شرکت نمیکند و ادعای گناه بودن آن را دارد، اشکال و حرجی بر او نیست، ولی باید بداند در صورت فاش شدن نیت او برای مردم، مطالبات مردم نیز از او بیشتر خواهد شد، تمام حرکات و سکنات او زیر ذرهبین خواهد رفت، کوچکترین معصیت او بزرگ دیده خواهد شد و در ببینندگان ایجاد نفرت خواهد کرد.
⏪ در حالت عادی اگر مردی در خیابان زنان را نگاه کند، زیاد ناظران را جلب توجه نمیکند اما اگر مردی مداح این نگاه را کند، تحمل این معصیت بر آنان سنگین است. پس اگر مردی می داند که نمیتواند مواظب چشمش باشد، بهتر است زیاد دنبال مشهور شدن نباشد. چون هم آبروی خود را میبرد و هم دین خدا را.
⏪برای همین است که مؤمنین راستین سعی میکنند برخی کارهای نیکشان و عباداتشان از چشم جمع دور بماند.
بهتر است کسی که گمان میکند با عروسی رفتن، فضیلت و تقوی او آسیب میبیند، و صلاح نفس است که نرود، این فرد نباید در جمعی بیان کند که شرکت در عروسی و رقص و آواز حرام است. این امر هرچند تبلیغ دین خداست.
ولی باید بدانیم آیا اعمال ما لیاقت تبلیغ دین خدا را دارد؟ کسی که چنان مراقب است که رقص نبیند و آواز نشنود تا دچار معصیت شود باید غیبت هرگز نکند باید در خیابان چشمش خطا نرود.اگر نمیتوانیم چنین باشیم، بهتر است برای نرفتن به عروسی از دین خدا مایه نگذاریم و مثال بگوییم، من وقتی در عروسی میروم صدای موسیقی میشنوم، سرم سوت میکشد. وقتی که کسی نرفتن به عروسی را سوت کشیدن سر به مردم بیان میکند دیگر کسی اعمال او را زیر ذرهبین نمیبرد. هم خودش راحت است و هم دین خدا را راحت میگذارد.
سخنی کوتاه ⇦ یا آن گونه باش که هستی یا آنگونه باش که میگویی.